تبليغاتX
"احساسات سر راهی "

"احساسات سر راهی "

بعد تو فکر این بودم که تو اون لحظه ی دراماتیک یه چیزی بگم احساس واقعیم باشه ....که یعنی بهش بگم خیلی دوست دارم ...یه چی بگم دنیاشو تکون بده ...باد کرده بودم داشتم منفجر می شدم ...سرمو تکون دادمو با تمام فشار دهنمو باز کردمو گفتم " پ" ...بعدش خفه خون گرفتم ...کل ابراز علاقم دراین حد بود ! پ!!!!!
+ نوشته شده در  90/12/07ساعت   توسط girl  | 

حس شکست

و گریه ی بعدش!

لعنت به من!

+ نوشته شده در  90/12/01ساعت   توسط girl  | 

در حق خودم  بد کردم ...

بد

بد 

 بدددددددد

 

+ نوشته شده در  90/11/12ساعت   توسط girl  | 

من اگه بفهمم اولین جـ..اکش کره ی زمین کی بوده !!

میرم سر قبرش میرینم...به سرعت این اینترنت قسم که این کارو می کنم !

اگه بفهمم !

+ نوشته شده در  90/10/23ساعت   توسط girl  | 

ااااوووووه

شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیــــــت

+ نوشته شده در  90/10/12ساعت   توسط girl 

دلم واسه اون قبلنا تنگ شده

اون موقع ها که گه زیادی می خوردمو نمیموندم توش!!!

+ نوشته شده در  90/09/18ساعت   توسط girl  | 

کلآ روزی که بشه خیانت کرد روز خوبیه !!

* همچین طرز تفکری دارم!

+ نوشته شده در  90/07/24ساعت   توسط girl 

یه حس غریبی دارم !

حس عن بودن و اینا!!

+ نوشته شده در  90/07/17ساعت   توسط girl  | 

قحطی , سومالی نیست
قحطی زده قلب من است
تشنه از عشق
تنها میمیرد !
+ نوشته شده در  90/06/25ساعت   توسط girl  | 

یه دوست پسر داشتم ...

الان دیگه ندارم :دی

+ نوشته شده در  90/06/24ساعت   توسط girl 

اعصابم ماورایی تخمیه!

*: فقط خواستم بدونید

+ نوشته شده در  90/06/21ساعت   توسط girl 

بعد من تو سن بیست و نیم سالگی به این نتیجه رسیدم آدم اصلا نباید خودشو درگیر روابط دوستی و اینا بکنه !!!
+ نوشته شده در  90/06/09ساعت   توسط girl 

من امروز در این ساعت در این نقطه در این لحظه در این مکان به این نتیجه رسیدم که زندگیم داره به بطالت میره بدددد...!

+ نوشته شده در  90/06/02ساعت   توسط girl 

خب یادت تو تنها چیزیه که اینروزا منو بدجور داره می ......!
+ نوشته شده در  90/05/16ساعت   توسط girl  | 

حقیقتا نیاز به جبران کمبود هام پیدا کردم !

چجوریشو نمیدونم !

+ نوشته شده در  90/05/11ساعت   توسط girl  | 

یعنی این من بیقرارم که هر روز بیقرار تر میشم ؟ یا این یکی دیگست !؟
+ نوشته شده در  90/04/16ساعت   توسط girl 

تو که عشق من بودی اینطوری ولت کردم !!!

وای به حال و روزم !

+ نوشته شده در  90/04/15ساعت   توسط girl 

میدونی! از بدترین لحظه های زندگی اون لحظه ایه که اون رویه دیگه ی آدما رو هم میبینی.....
+ نوشته شده در  90/04/04ساعت   توسط girl  | 

یکی بدجور عاشقم شده!!!

نمیدونم چطور برینم به هیکلش که دیگه طرفم هم نیاد!!!!!

: چرا هیچکی منو کشف نمی کنننه!؟

+ نوشته شده در  90/03/20ساعت   توسط girl  | 

عاطفی بودن بدترین درد دنیاست.

ای کاش همه ی احساساتم ،از دم ،سر راهی بودند...

+ نوشته شده در  90/03/16ساعت   توسط girl  | 

یعنی این من مسخرم که هروز مسخره نر می شه یا یکی دیگه است؟؟
+ نوشته شده در  90/01/16ساعت   توسط girl  | 

طرف فامیلیش "علی الله وردیه "اونوقت بهایی الاصله !!!!

جالبه !

هم؟

+ نوشته شده در  89/08/04ساعت   توسط girl  | 

من بیماری روانپریشی دارم و خودم این را می دانم ...

بیماری روان پریشی دارم و خودم این را می دانم

و خودم این را می دانم

من بیمارم . . .

+ نوشته شده در  89/07/10ساعت   توسط girl 

خدایه نیگاهی به ساعتش کرد و گفت: او لالا

حالا وقتشه ....

و سپس رید به هیکل من !

 

+ نوشته شده در  89/07/04ساعت   توسط girl 

 

عزیزم33 تا حرف فارسی تقدیم تو ...هر چی دلت خواست از قول من برای خودت جمله ی عاشقانه 

بساز !

 

* کی گفته من بی احساسم ! ؟

+ نوشته شده در  89/07/01ساعت   توسط girl  |